به نام دوست

 با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه عزیزان در این روزهای مهمانی خدا و التماس دعا از شما عزیزان...

 خبر اول : متأسفانه کتاب ((فرش ایلام))  طبق زمان بندی قبلی چاپ نشد اما خدا را شاکرم که بسیاری از موانع و مشکلات برای چاپ کتاب برطرف شده است .

خبر دوم : متأسفانه ...نشر سخن گستر مشهد ... بدون هیچ گونه قرار دادی ... اقدام به گرفتن مجوز کتابی کرده است که بنده آنرا گرد آوری کردم ...جناب آقای محسن سراجی شخصی که با سوء استفاده از بنده ...با خیانت در امانت فایل نهایی کتاب را بدون بستن قرار داد تحویل نشر سخن گستر داده ...با اضافه کردن اسم خودش در کنار اسم بنده ...می خواهد کتاب را چاپ کند ...این در حالی است که در صورت چاپ این کتاب با شکایات گسترده ای مواجه خواهند شد ...و تنها شکایت از جانب بنده نخواهد بود!!

خبر سوم : کتاب هایم (( ققنوس غزل )) و (( خلبان های عراقی)) ... هنوز بلا تکلیف هستند ... و از ناشر به خاطر بد قولی به وزارت شکایت کرده ام ....می دانم این همه کم لطفی از کجا نشأت گرفته به یاری خدا ...با چند ناشر دیگر صحبت کرده ام و قرار داد نوشته ام ... از این پس ناشرها خودشان می دانند و وزارت ارشاد ...ملاک برای مجوز فقط قرارداد کتبی از مؤلف است ...و این قانون جاری و ساری است .

 

 

4l963neqwleg55026ewl.jpg

و اما  در این پست بازهم رفته ام سراغ ...دره شهر... سرکار خانم فاطمه مقدم ... متولد 20 بهمن سال 1362 از شاعران جوان دره شهری که ذوق قابل توجهی دارد ... با کلمات و واژگان راحت بر خورد می کند و توانایی زیادی در پرورش مضامین دارد. مدرک تحصیلی اش کارشناسی بازرگانی است ...به سبک های کلاسیک و شعر نو تسلط دارد ... در حال حاضر  مجرد هستند ... ایشان در پاسخ سوال عناوین کسب شده می گوید : نفر اول در هجدهمین دوره مسابقات فرهنگی  و هنری در رشته های گرافیک  و جمله زیبا و طراحی در سطح دره شهر و نفر اول داستان نویسی در استان و چندین جشنواره استانی دیگر ... خانم مقدم  به کتاب سمفونی مردگان علاقه دارد ... او می گوید : ده ساله  که شعر میگم اما هرگز میلی به چاپ در مجله یا روزنامه نداشتم- مجوز چاپ یک مجموعه ترانه را هم گرفتم اما منصرف شدم ...! .. از شاعران قدیم به مولوی- حافظ - و از شاعران معاصر:  سهراب سپهری - اخوان ثالث-فاضل نظری را دوست دارد و شعرشان را مطالعه می کند ... ایشان درپاسخ به سؤال دلیل گرایش شما به شعر و ادبیات می گوید : شعر و ادبیات یک جوشش ویک تفاوت با ارزش که در وجود بعضی از افراد نهفته و باعث خلق یک اثر یا به عبارتی تولد یک تفاوت دیگه میشه ، شعر و ادبیات را دوست دارم چون منو  به سمت حقیقت هدایت می کنن و آموزگار من برای فهم زندگی هستن. شعر و ادبیات چشمهای منو  به ذره بینی تبدیل کردن برای دیدن وجودهایی که جز باشعور شعر دیده نمیشن ، واژ ه ها قلم منو صیقل می دن و شعر دریچه ای میشه برای رفتن به دنیایی ماورایی ویا به عبارتی  شعر و  ادبیات  شاعر رو  به این بیت سهراب می رسونه که میگه : چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

او می گوید : بهترین مشوقهای من دوستان من هستن، خانمها مریم سرایی ، مینا طباشی، سارا فریور و در حال حاضر استادم دکتر احمد زینی وند که با تشویق و نقدشون  به من انگیزه و شوق فراوان برای نوشتن دادن. البته اولین مشوق هر کسی
که دست به قلم داره و  چیزی می نویسه دنیای جذاب و شگفت انگیز کلمات که اگر رازشون بفهمی میتونی زایشگاه معانی بزرگ بشی. از ایشان می پرسم :  به نظر شما متولیان فرهنگی ادبیات استان خصوصن مرکز ،  چقدر در راستای اعتلای فرهنگ ادبی موفق بوده اند؟ ایشان پاسخ می دهد که : من قلمی کوچک در پستو هستم، سالها در تنهایی خودم نوشتم ، گاهی به انجمن دره شهر می رفتم اما از جو  پر از جنجالش  خودم را  دور کردم، ما الان در عصری زندگی می کنیم که تنها با یک کلیک می تونیم هزاران شعر تو فضای اینترنتی بخونیم و چیزهای زیادی یاد بگیریم و استفاده کنیم.

به نظر من مولفه اول برای پیشرفت هر شاعر تلاش و کوشش خودشه، این که از این جوشش الهی با کوشش خودش  اثر زیبا و سازنده ای بسازه... ایشان با این پاسخ بنده را مجاب کرد که متولیان شعر و ادبیات استان هیچ کاری برای شهر دره شهر نکرده اند!! ...و آخرین سوالم این بود : هرگونه نا گفته ای که شاید باید پرسیده می شد را خودتان بگویید :  که با متانت می گویند : از شما تشکر می کنم که با راه اندازی این وبلاگ به همه این امکان رو دادید که بتونن اشعارشون رو به هنرمندان و دوست داران هنر نشون بدن و از نقد ونظرشون استفاده کنن، و شاعران هم استانی و حتی همشهری خودشون بیشتر بشناسن.

با یک نگاه کوتاه به شعر های ایشان می توانیم بفهمیم که شاعر بزرگی در حال متولد شدن است . شاعری که هیچ ادعایی هم ندارد . چند کار قشنگ از ایشان با هم مرور می کنیم . توانایی ایشان در پرورش برخی مضامین حیرت انگیز است ... و گاهی با بازشناسی جدید و آگاهی دادن به نا خودآگاه ... و آشنایی زدایی های جالبش سریع نظر منقدان را به خود جلب می کند. چند کار از ایشان با هم مرور می کنیم ...

 

  

1-خواب خرگوش

جهان خالی شد از دیوار بی گوش

زمین می لرزد از سرمای خاموش

دگر دستی به دستی آشنا نیست

ببین زانو شده دمساز آغوش

درختان تکه تکه ساقه در خون

چه کابوسی زمستان تبر دوش

حقیقت رفته از یاد منو تو

از این آیینه های سخت مخدوش

خدایا سیلی خود را عطا کن

بشر پوسیده شد در خواب خرگوش

که من می ترسنم از سیمای دنیا

از این نیشی که رفته تا بناگوش

 

2-تکثیر عشق

تیر در حلقوم دریا گیر کرد

کودکی با خون خودش را سیر کرد

آفتابی در خیالش آب مرد

آب را یک آفتابی پیر کرد

مرگ در پیکان نیزه مرد شد

مرد را باید چنین تصویر کرد

عشق در خون زد جوانه سبز شد

مرگ آمد عشق را تکثیر کرد

خاک بر سر می زند خاک از خودش

خون پاکان خاک را تطهیر کرد

آسمان آن شاهد بی دست و پا

با نباریدن خودش را قیر کرد

جاهلی می زد به صخره مشت خود

در خیالش صخره را تسخیر کرد

کاش می فهمید آن نا آشنا

عشق را کی می شود زنجیر کرد

 

3-کاسه ی انگور

دلم از فاصله ی دور شکست

آینه با غضب از کور شکست

آنهمه عهد و قرار و پیمان

ناگهان مرکز منشور شکست

پشت آن در که تو بستی آن شب

دل ماهور و سر شور شکست

باد در باغچه بی رحمی کرد

شاخه ی مریم مغرور شکست

برگ و بارم همه افتاد به خاک

حیف شد کاسه ی انگور شکست

نه که دل تاب غم عشق نداشت

چینی از وصله ی ناجور شکست

شب تاریک و قلندر بیدار

قفل این خانه به دستور شکست

من که همگام تو بودم هر روز

پا به اندازه ی تیمور شکست!

 

 

4-دیوار

پشت دیوار خودم پنهانم

من همان خرد شده بنیانم

راز من فاش نگردد هرگز

لب من مهر شده با جانم

سر نکش تیغه ی من کوتا ه است

چشم بردار تواز ایوانم

در الفبای تو آزادی نیست

می کنی در قفسی مهمانم

دیگر از  اوج گرفتن تو نگو

من خودم  قفل در  زندانم

بشکنم یا بخراشم هر دم

پای هر تکه ی خود می مانم

و  در این ظلمت  خاموشی شب

قدر هر روزنه را می دانم

 

5-قابیل عشق

مرا  چشمی  به کفرم  کرد ، فامیل

به خون آغشته   شد از  عشق ، ها بیل

که عشقآمد  مر ا دیوانه دل  کرد

و گرنه  می شد آن ها بیل  ،  قا بیل

 

 

6- تنهاتراز من

منم تنها، تویی تنهاتر از من

منم دریا،تویی دریاتر از من

اگر من ماهم و تو آسمونی

ببین بازم تویی بالاتر از من!

 

 انتشار از منبع : shereilam-pb - shereilam-pb
پنجشنبه 23 دی 1395 ساعت 10:24:27
  برچسب ها : ایشان ,شکست ,کتاب ,ادبیات ,خودش ,بنده ,خواب خرگوش ,ادبیات استان ,فاطمه مقدم